کلنا عباسک یا زینب(س) + پوستر

eagle تیر ۲۰, ۱۳۹۵ 2

پس از اعلام فراخوان پوستر خط سرخ به همت نهضت مردمی پوستر انقلاب، کانون هنر شیعی و مجمع طراحان گرافیک انقلاب‌اسلامی (آیه)، کارگاه‌های منطقه‌ای در تهران، اصفهان، زاهدان، اهواز و ساری برگزار شد.

ماحصل این کارگاه‌ها، پوسترهایی با محور اهداف مدافعان حرم و همچنین به تصویر کشیدن خانواده آنها بوده است.

در بین این پوسترها ابیاتی از همسر مدافعان حرم و شعار «کلنا عباسک یا زینب» دیده می‌شود.

این پوسترها به همراه نام طراحان آن را در ادامه می‌بینیم.

«پرواز آشیانه ها»

طراح: میرزا محمد فولادی، محمد صادق ایلی از شیراز

«وقتش شده…»

طراح: حسین قربانی، رسول معصوم‌زاده از اصفهان

«همسرم پشتت خدا من هم دعایت می‌کنم»

طراح: رضا شفیعی از تهران

اثر «کلنا عباسک یا زینب»

طراح: حسین ونکی فراهانی از قم

«ما طرفدار مظلوم هستیم»

طراح: محمد روح الامین از تهران

پوستر «سرباز زینب»

طراح: زینب ربانی‌خواه و حامد مغروری از اصفهان

پوستر «لبیک یا زینب(س)»

طراح: حسن علی‌پور از ساری

پوستر «مدافعان حرم»

طراح: رضا نبی‌زاده از مشهد

فارس

2 دیدگاه »

  1. Mohammad_Mahmoodifar تیر ۲۰, ۱۳۹۵ در ۱۵:۱۶ - Reply

    بسم رب الشهداء…
    پوسترهای زیبائی بود من تمام پوسترها همراه بانام وموضوع در تلگرام (یادگاران شهداء)منتشر کردم …
    چرا همچین جشنوارهها و یادواره ها رو یک ماه یا دو ماه قبل اطلاع رسانی نمی کنید…که من وعده از فرزندان شهداء وبسیجی هائی که مشتاق هستند شرکت کننده..
    من چندین سال در مرکز دانش پژوهان شاهد واقع در تهران دوره های فیلم سازی ونویسنده گی را با موفقییت گذراندم. ..ودر حال حاضر ۱۲ دیپلم افتخار و دیپلم افتخار؛تندیس زرین بهترین طراح صحنه را کسب کردم..و همه نمایشهای من فقط در زمینه شهیدوشهادت بوده و هست..و یکی از نخبه های فرهنگی هنری فرزندان شهداء هستم…شایان ذکر است که این مدارک تا زمانی اعتبار دارد که همیشه و تا جان در بدن دارم از آرمان والای شهداء دفاع کنم..و همیشه گوش به فرمان ولایت باشیم….

  2. امین تیر ۲۱, ۱۳۹۵ در ۱۳:۴۵ - Reply

    خیلی دلم تنگ شده خیلی

    نظامی بودم به صورت قراردادی وبسیجی ویژه یکسال دوره تکاوری طی کردم خیلی شرایط سختی داشتم تودوره تکاوری ازجنگ روانیش بگیرتافشارهای جسمی وشب بیداری و…..
    بعدازیکسال دوره تکاوری هم دوسال دیگه تویگان خدمت کردم دوره بهیاری گذروندم نفراول شدم دوره پزشکیاری گذروندم .چندماه توشمال غرب ماموربودم وتوشرایط سختی به سربردیم. اونروزا یکی ازرفیقامون شمالغرب شهیدشد.سه سال قراردادبسیجیم تموم شدتوخردادسال قبل وبه خاطراینکه بسیجی بودم وقراردادی خواستارخروج ازخدمت شدم اخه شرایط پاسدارشدن داشتم واقدامی برای پاسدارشدنم انجام ندادن.توخردادسال قبل دیگه بیرون اومدم.یکی درست باهام حرف نزدتوسازمان فقط جمله کلی گفتن تکاوری گذروندی وبیرون نرووازاین حرفا.
    چندماه بعدش که من بیرون اومدم یگانمون رفت سوریه تودرگیری های نبل الزهراچندتاازرفیقام شهیدشدن .
    هرروزخبرای سوریه روپیگیری میکنم بعضی وقتا لباسای نظامیم رومیپوشم وبااون لباسا میخوابم اخه دلتنگم دوست داشتم برم سوریه
    خیلی دلتنگم خیلی .منم بابیرون اومدنم ازسپاه درواقع کشته شدم.چندشب پیش خواب سردارسلیمانی رودیدم که یکی ازچشمامم روهم بوسید .پیش خودم گفتم من کجاسردارسلیمانی کجا
    خیلی دلتنگ محل کارمم خیلی دلتنگ سوریه هستم تاانتقام خون رفیقام روبرم بگیرم خیلی دلتنگ حرم حضرت زینب توسوریه هستم اماحالا فقط منم وچنددست لباس نظامی ویه چفیه همیشگیم و خاطرات اونروزها
    جایی نبودحرفای دلم روبگم اومدم این سایت که به نام سردارقاسم سلیمانی است حرفام رونوشتم
    البته فک نکنم این سایت متعلق به شخص ایشون باشه ولی کاشکی حرفم رومیخوندتواین سایت .کی میدونه شایدم بیادنیگاه کنه این سایت روونظرمن روبخونه وتوصیه ای بهم بکنه چون توخواب چشمام روبوسید
    مامخلصیم سردار

پاسخی بگذارید »

::: توجه : این سایت هیچ گونه وابستگی به اشخاص واحزاب ندارد و فقط از طرف هواداران سرلشکر سلیمانی دایر گردیده است.::