Digg StumbleUpon LinkedIn YouTube Flickr Facebook Twitter RSS Reset

شعر «دست جهنمی» / یک بیرق سیاه، یک قافله جنون

این شعر از طرف آرش علیخانی شاعر و سراینده شعر ذیل به محضر سردار بزرگ سپاه اسلام آقای قاسم سلیمانی و تمامی شهدا و رزمندگان اسلام تقدیم گردید.

«دست جهنمی»

یک بیرق سیاه، یک قافله جنون
دستی جهنمی آغشته ی به خون

از ابلیس و آتشند بیداد می کنند
گر چه خدای را فریاد می کنند

گمگشتگان شب در سرزمین نور
زنها همه به بند، مردان درون گور

شلیک زجه یک کودک اسیر
با پای زخمی و وامانده در مسیر

بی ریشه ها همه با یکدگر شدند
بر شانه های ما باری دگر شدند

ما جملگی همه از یک قبیله ایم
پروانه گشته از جنس یک پیله ایم

جولان مده شغال در وادی یلان
از اندکت چه باک در قیسِ با کلان

کین شیر چون بخواست چنگ آورد تورا
در پنجه های خود از هم درَد تورا

شب را بدون شک ما روز می کنیم
حق را پر از شکوه پیروز می کنیم

این وعده خداست این حق از آن ماست
این شیوه یادگار از نسل انبیاست

One Response to “شعر «دست جهنمی» / یک بیرق سیاه، یک قافله جنون”

  1. دکتر فرشید نصیری
    خرداد ۱۰, ۱۳۹۵ at ۱۹:۱۹ #

    بسیار زیبا. تبارک ا…

Leave a Comment