Digg StumbleUpon LinkedIn YouTube Flickr Facebook Twitter RSS Reset

سروده تقدیمی به شهدای مدافع حرم ارتش/ قوم تکاور، ارتشی؛ کابوس قوم داعشی

چندی پیش دو تن دیگر از تکاوران ارتش جمهوری اسلامی ایران که داوطلبانه برای همراهی با نیروهای سوری در دفاع از حرم اهل بیت عصمت و طهارت(ع) راهی سوریه شده بودند، توسط تروریست‌های تکفیری به شهادت رسیدند. منصور نظری ابیاتی با عنوان «طلیعۀِ عشق» را برای این شهدای سرافراز مدافع حرم شهیدان صادق شیبک و حسین همتی سروده است.

 

سروده تقدیمی به شهدای مدافع حرم ارتش/ قوم تکاور، ارتشی؛ کابوس قوم داعشی

 
این ابیات در ادامه می‌آید:

در صبح شیدایی و شور –در دشت سرسبز ظهور
دیدم قمرگون دلبری -دُل‌دُل سواری حیدری

بگرفته بر دوش او علم  – سر در خطِ زینب قلم
سربنده بر سر بسته خاص –  او کلنا عباسِ یاس

آن ماه رعنا را به شب –  گفتم کجا؟ گفتا حلب
گفتم چرا؟ گفتا به عشق  – فتح حلب هم چون دمشق

گفتم که رفتن را سبب  –  گفتا شهادت را طلب
گفتم بمان حیدر نسب –  دارد خطر جنگ حلب

گفتا که در قاموس من –   ننگ است و ذلت این سخن
کِی از خطر دارد هراس  –   مجنونِ عشق آل یاس

گفتم مرو، گفتا دریغ   –  بارد تو گو باران تیغ
در وادیِ دلواپسی –  زینب اسیر بی‌کسی

گفتم بمان گفتا که لا  –  برپاست آنجا کربلا
خون در رگ حیدر به جوش  – زینب علم بگرفته دوش

تنها و بی‌کس مانده یاس –  در دشت خون‌بارِ هراس
زینب دل‌آشوبِ عدو  –   ما را به یاری خوانده او

صد جان اگر دارم دهم  –  زینب دریغا وانهم
از غم لبالب گشته‌ام    –   دل‌تنگ زینب گشته‌ام

ننگ است دیگر ماندنم  – جان می زند پر در تنم
ناموس حیدر کرده باز  –  تنها علم را اهتزاز

زینب بماند بی‌پناه؟   –  شیعه کند تنها نگاه؟!
یاس علی در کوچه باز  –  سیلی خورد بر روی ناز؟!

معجر کشد آل سعود؟ –  از دختر یاس کبود
با رو خورد زهرا زمین؟ –  داعش به زینب در کمین؟

از یاس و مریم، اطلسی  –  چادر کِشد از سر کَسی ؟
ننگ است بر ما شیعیان  –  زینب بگوید اَلاَمان

مرگ است ما را آرزو – سیلی خورد زینب به رو
ای مرگ، زیبایی تو بَس – داعش حرم را گر هوس

خواهد سعودی گر دمشق  –  باید بُرَد سر اهلِ عشق
بُگشای آغوش ای اجل – ای مرگ، احلی من عسل

تا یک‌تن از شیعه به‌جاست  – فی کُل اَرضٍ کربلاست
اَندر پی سید علی  –  آیینۀِ حیدر جلی

مست از لثارات الحسین –  ما را سپاهِ شور و شین
پاسِ حرم دارد به عشق –  هم در حلب هم در دمشق

عباس رویانی چو ماه  –  ناموسِ حیدر را پناه
مردانِ کَج بر سر کُلاه –  صف کشته زینب را سپاه

بر دوش بگرفته علم  –  بهر دفاع از حرم
قوم تکاور، ارتشی –  کابوس قوم داعشی

گیرند از داعش حلب – جان آورند از او به لب
آشوب و غوغا در یمن  –  طوفانِ ظلمِ اَهرِمَن

غوغایِ عشق و شور و شِین –  ذکر لثارات الحسین
آشفته‌حالیِ دمشق  –  این مژده دارد اهلِ عشق

آن یوسف زهرا نشان  –  شاید بیاید این زمان
قوم علم بگرفته دست – عصر ظهور مهدی است

خیزید از جا شیعیان  –    یک‌یک نشان‌ها شد عیان
دل‌ها بشویید از غبار  –  می‌آید از ره نوبهار

گُم‌گشته آن یوسف به ناز  –   می‌آید از ره سرفراز
شهزادۀِ دل‌دل سوار –  آن یوسف زهرا تبار

آن حیدری گیسو به سر – آن آخرین زهرا پسر
در کف گرفته ذوالفقار –  از رَه رسد حیدر وقار

بر پرچمش بنگر به‌عِین  –  نقش لثارات الحسین
مست از شراب انتقام –  آن آخرین ما را امام

آید که تا گیرد تقاص – از او که سیلی زد به یاس
از داغ او دل در ستوه –  می‌آید از ره باشکوه

ای عاشقان ای عاشقان – آید علی را روح و جان
خیزید و دست‌افشان کنید –  جان در رهش قربان کنید

این وعدۀِ ما با ولی است  –   که نائبش سید علی است
پرچم خراسانی به دست  –  ما لشکرِعُشاق مست

سازیم علمداریِ عشق –  فتح حلب را چون دمشق
ای قومِ غرقِ انتظار –  پایان رسد این شام تار

عالم زِغوغا گشته مست  –  عصر ظهور مهدی است

منبع: تسنیم

No comments yet.

Leave a Comment