سروده تقدیمی به شهدای مدافع حرم ارتش/ قوم تکاور، ارتشی؛ کابوس قوم داعشی

eagle اردیبهشت ۴, ۱۳۹۵ 0

چندی پیش دو تن دیگر از تکاوران ارتش جمهوری اسلامی ایران که داوطلبانه برای همراهی با نیروهای سوری در دفاع از حرم اهل بیت عصمت و طهارت(ع) راهی سوریه شده بودند، توسط تروریست‌های تکفیری به شهادت رسیدند. منصور نظری ابیاتی با عنوان «طلیعۀِ عشق» را برای این شهدای سرافراز مدافع حرم شهیدان صادق شیبک و حسین همتی سروده است.

 

سروده تقدیمی به شهدای مدافع حرم ارتش/ قوم تکاور، ارتشی؛ کابوس قوم داعشی

 
این ابیات در ادامه می‌آید:

در صبح شیدایی و شور –در دشت سرسبز ظهور
دیدم قمرگون دلبری -دُل‌دُل سواری حیدری

بگرفته بر دوش او علم  – سر در خطِ زینب قلم
سربنده بر سر بسته خاص –  او کلنا عباسِ یاس

آن ماه رعنا را به شب –  گفتم کجا؟ گفتا حلب
گفتم چرا؟ گفتا به عشق  – فتح حلب هم چون دمشق

گفتم که رفتن را سبب  –  گفتا شهادت را طلب
گفتم بمان حیدر نسب –  دارد خطر جنگ حلب

گفتا که در قاموس من –   ننگ است و ذلت این سخن
کِی از خطر دارد هراس  –   مجنونِ عشق آل یاس

گفتم مرو، گفتا دریغ   –  بارد تو گو باران تیغ
در وادیِ دلواپسی –  زینب اسیر بی‌کسی

گفتم بمان گفتا که لا  –  برپاست آنجا کربلا
خون در رگ حیدر به جوش  – زینب علم بگرفته دوش

تنها و بی‌کس مانده یاس –  در دشت خون‌بارِ هراس
زینب دل‌آشوبِ عدو  –   ما را به یاری خوانده او

صد جان اگر دارم دهم  –  زینب دریغا وانهم
از غم لبالب گشته‌ام    –   دل‌تنگ زینب گشته‌ام

ننگ است دیگر ماندنم  – جان می زند پر در تنم
ناموس حیدر کرده باز  –  تنها علم را اهتزاز

زینب بماند بی‌پناه؟   –  شیعه کند تنها نگاه؟!
یاس علی در کوچه باز  –  سیلی خورد بر روی ناز؟!

معجر کشد آل سعود؟ –  از دختر یاس کبود
با رو خورد زهرا زمین؟ –  داعش به زینب در کمین؟

از یاس و مریم، اطلسی  –  چادر کِشد از سر کَسی ؟
ننگ است بر ما شیعیان  –  زینب بگوید اَلاَمان

مرگ است ما را آرزو – سیلی خورد زینب به رو
ای مرگ، زیبایی تو بَس – داعش حرم را گر هوس

خواهد سعودی گر دمشق  –  باید بُرَد سر اهلِ عشق
بُگشای آغوش ای اجل – ای مرگ، احلی من عسل

تا یک‌تن از شیعه به‌جاست  – فی کُل اَرضٍ کربلاست
اَندر پی سید علی  –  آیینۀِ حیدر جلی

مست از لثارات الحسین –  ما را سپاهِ شور و شین
پاسِ حرم دارد به عشق –  هم در حلب هم در دمشق

عباس رویانی چو ماه  –  ناموسِ حیدر را پناه
مردانِ کَج بر سر کُلاه –  صف کشته زینب را سپاه

بر دوش بگرفته علم  –  بهر دفاع از حرم
قوم تکاور، ارتشی –  کابوس قوم داعشی

گیرند از داعش حلب – جان آورند از او به لب
آشوب و غوغا در یمن  –  طوفانِ ظلمِ اَهرِمَن

غوغایِ عشق و شور و شِین –  ذکر لثارات الحسین
آشفته‌حالیِ دمشق  –  این مژده دارد اهلِ عشق

آن یوسف زهرا نشان  –  شاید بیاید این زمان
قوم علم بگرفته دست – عصر ظهور مهدی است

خیزید از جا شیعیان  –    یک‌یک نشان‌ها شد عیان
دل‌ها بشویید از غبار  –  می‌آید از ره نوبهار

گُم‌گشته آن یوسف به ناز  –   می‌آید از ره سرفراز
شهزادۀِ دل‌دل سوار –  آن یوسف زهرا تبار

آن حیدری گیسو به سر – آن آخرین زهرا پسر
در کف گرفته ذوالفقار –  از رَه رسد حیدر وقار

بر پرچمش بنگر به‌عِین  –  نقش لثارات الحسین
مست از شراب انتقام –  آن آخرین ما را امام

آید که تا گیرد تقاص – از او که سیلی زد به یاس
از داغ او دل در ستوه –  می‌آید از ره باشکوه

ای عاشقان ای عاشقان – آید علی را روح و جان
خیزید و دست‌افشان کنید –  جان در رهش قربان کنید

این وعدۀِ ما با ولی است  –   که نائبش سید علی است
پرچم خراسانی به دست  –  ما لشکرِعُشاق مست

سازیم علمداریِ عشق –  فتح حلب را چون دمشق
ای قومِ غرقِ انتظار –  پایان رسد این شام تار

عالم زِغوغا گشته مست  –  عصر ظهور مهدی است

منبع: تسنیم

پاسخی بگذارید »

::: توجه : این سایت هیچ گونه وابستگی به اشخاص واحزاب ندارد و فقط از طرف هواداران سرلشکر سلیمانی دایر گردیده است.::