ما كجای دفاع از حرم هستیم؟!

eagle فروردین ۲۶, ۱۳۹۵ 0
ما كجای دفاع از حرم هستیم؟!

محمدامین توکلی زاده، مدیرکل روابط عمومی آستان قدس رضوی در صفحه اینستاگرام خود نوشت:

امشب شب سختی است عذاب وجدان دارم. امشب خدا خواست صحنه ای به من نشان دهد و من حقارت خود را ببینم.

امشب رفته بودیم مسجد جامع شهرك رجایی شهر مشهد روحانی جوان، مردم دار و با غیرت مسجد از كم لطفی های مسؤلین گفت؛ نسبت به مشكلات حاشیه او تصویری واقعی به ما نشان داد از زیر پوست شهر، لابلای گفتگو ها كار چند نفر محروم را هم حل كرد. در آخر خدا حافظی كرد برای رسیدگی به حال یكی از جانبازان مدافع اهل حرم برود، خواهش كردیم همراهش شویم از ما هم دستگیری كرد.

رفتیم از لابلای كوچه های غربت شهر به كوچه باریك مظلومیت مدافعان حرم رسیدیم.

چند روز پیش یكی از بستگان از همسرم پرسیده بود می گویند پول خوبی به اینها می دهند كه می روند سوریه و آنقدر محكم گفته بود كه خانم ما هم از من پرس وجو می كرد واقعا چقدر حقوق می دهند كه اینها حساس شده اند…

درب كوچك خانه كه باز شد به هر چیزی شبیه بود الا خانه؛ شاید سی تا چهل متر فضا دو اتاق تو در تو كه هر كدام به سختی هفت هشت متر می شدند. یك اتاق كفش موزایك بود و اجاق قدیمی روی زمین بود فضای چندین منظوره و  سرد.

اتاق دیگر را به زحمت موكت كرده بودند بخاری كم جان فرسوده تمام توان خود را برای گرم كردن اتاق بدون پرده صرف می كرد. تختی در گوشه اتاق خود نمایی می كرد جوانی لاغر وبی حال ولی نورانی روی تخت افتاده بود به سختی با او ارتباط گرفتیم.

تیر قناسه كتف را شكافته بود و دوباره كمانه كرده بود و قطع نخاع شده بود. اهل تربت جام بود ولی با فاطمیون افغانی راهی دفاع از حرم شده بود.

پدر پیرش می گفت او تنها نان آور ما بود مادرش مریض واز كار افتاده است. وگریه می كرد ومن آب می شدم… می گفت كاش شهید شده بود. ومن آب می شدم…شرمگین ترین زمان عمرم را تجربه كردم.

بیمارستان او را مرخص كرده بود برود تربت جام، ولی جایی نداشتند مادر مریض و از كار افتاده پدر پیر وسالخورده و حالا یك جوان رعنایی قطع نخاع.

می گفت جوان های تربت جام كه برای كارگری به مشهد می آیند این خانه را اجاره كرده اند و چون با هم فامیل هستیم مارا هم پذرفته اند.

گاهی اوقات باهم نرمشش می دهیم كه زخم بستر نگیرد ولی هیچ توان مالی برای ادامه درمان یا پرستاری نداشتند همت كرده بودند تا اینجا هم كار را جلو برده بودند ولی حالا كار سخت شده بود. پدر كه گریه می كرد اینگار آسمان بر سرم خراب می شد.

اسم مبارك حضرت زینب (س) كه آوردند جان تازه گرفتیم هنوز معتقد و پا برجا بودند اما گلایه مند از بی توجهی مسؤلین.

از خودم پرسیدم ما كجای دفاع از حرم هستیم؟ چطور می خواهیم قیامت سر بلند كنیم؟

جام

پاسخی بگذارید »

::: توجه : این سایت هیچ گونه وابستگی به اشخاص واحزاب ندارد و فقط از طرف هواداران سرلشکر سلیمانی دایر گردیده است.::