Digg StumbleUpon LinkedIn YouTube Flickr Facebook Twitter RSS Reset

مهمترين عمليات سرلشکر سليماني به روايت خودش

ميزان/ در روزهاي اول ورود به جبهه، دشمن را قادر به انجام هرکاري مي دانستم، اما در اولين حمله اي که انجام داديم، موفق شديم نيروهاي دشمن را از کنار جاده سوسنگرد تا حميديه به عقب برانيم و تلفاتي نيز بر آن ها وارد کنيم که اين امر باعث شد تصور غلطي که از دشمن در ذهن داشتم از بين برود.

در روزهاي اول ورود به جبهه، دشمن را قادر به انجام هرکاري مي دانستم، اما در اولين حمله اي که انجام داديم، موفق شديم نيروهاي دشمن را از کنار جاده سوسنگرد تا حميديه به عقب برانيم و تلفاتي نيز بر آن ها وارد کنيم که اين امر باعث شد تصور غلطي که از دشمن در ذهن داشتم از بين برود. يادم مي آيد که پس از اين حمله، شب‌ها وارد مواضع عراقي ها مي شديم.

دوستي داشتم به نام «حميد چريک» که بعداً به شهادت رسيد. او حتي برخي مواقع با موتور سيکلت خود را به خاکريزهاي عراقي ها مي رساند. در آن موقع هيچ کس انتظار نداشت جنگ در همان سال به پايان برسد.

اگر کسي هم مي گفت جنگ ممکن است مثلاً شش سال طول بکشد، باور نمي کرديم. ولي در طول جنگ انتظار هشت سال را براي ادامه جنگ داشتيم.

من شوق و علاقه زيادي به طرح ها و مسائل نظامي داشتم و علاقه مند حضور در جبهه بودم و درست به دليل همين علاقه بود که با يک مأموريت ۱۵ روزه وارد جبهه شدم و ديگر تا آخر جنگ باز نگشتم.

بهترين عملياتي که در آن شرکت کردم«فتح المبين» بود که آن زمان براي اولين بار به ما مأموريت داده شد که تيپ تشکيل بدهيم و من که مجروح هم بودم، معاونت فرماندهي محور در جبهه«شوش» و «دشت عباس» را به عهده گرفتم.

اين عمليات از نظر بازدهي براي من بسيار شيرين و خاطره انگيزه است، زيرا با اين که از نظر سلاح بسيار در مضيقه بوديم، اما به همت رزمندگان اسلام توانستيم حدود ۳۰۰۰ عراقي را به اسارات در آورديم. عمليات «والفجر ۸» نيز گذشته از پيروزي که به دنبال داشت، ‌از لحاظ آماده سازي و سختي هايي که بچه ها متحمل شدند، بسيار لذت بخش بود. در اين عمليات نقش اساسي به لشکر ثارالله کرمان داده شده بود.

*حاج قاسم-جستاري در خاطرات سرلشکر قاسم سليماني

No comments yet.

Leave a Comment